..............................
خدایا او که با من اشنا شد
نمی دانم چرا زود بی وفا شد
نمی دانم از اول بی وفا بود
یا که نازش را کشیدم بی وفا شد

خدایا او که با من اشنا شد
نمی دانم چرا زود بی وفا شد
نمی دانم از اول بی وفا بود
یا که نازش را کشیدم بی وفا شد

بهش بگین دق میکنم دستاش رو دستام نباشه
تموم خاطراتمون نمک به زخمام میپاشه
بهش بگین خاطره هاش اتیش به جونم میزنه
اسمونم زمین بیاد بگین فقط مال منه
تو لحظه های بی کسی سهم من از تو دوریه
اگه صدام در نمیاد دلتنگی و صبوریه
هر روز غروب دلتنگتم دوباره تنها میشینم
هر وقت که بارون میباره تو رو کنارم میبینم
هر روزو هر شب از خدا بدون فقط تورو میخوام
نگو واست غریبه ام نگو تو خوابت نمیام
بگو تو هم دوسم داری بگو که دلتنگم میشی
من فقط از خدا میخوام دوباره مهربون بشی

حتي اگه سالها بگذره
حتي اگه همه چي تموم شده باشه
حتي اگه ديگه برات ارزشي نداشته باشم
حتي اگه بهم فحش بدي
حتي اگه روزانه با هزار نفر باشي
حتي اگه خوردم کني
حتي اگه صداي شکستنم را بشنوي ولي بخندي
حتي اگه دوستم نداشته باشي
حتي اگه دوستش داشته باشي
حتي اگه بري
حتي اگه همش بهم بخندي
حتي اگه صدام را فراموش کني
حتي اگه منو را از ياد ببري
حتي اگه خاطره ها را پاک کني
باز هم من تا ابد براي تو ميمانم
و از اين انتظار لذت ميبرم ...
و من همچنان نفرین شده راه عشق باقی خواهم ماند ...
پاییز غریب و بیرحم اون همه برگ مگه کم بود
گل من رو چرا چیدی گل من دنیای من بود

یادمه یه آرزو بود،همیشه موندن با هم
واسه زخم دل تنهام یادمه تو بودی مرهم
ولی اون روزا گذشته دیگه نیستی که بدونی
کاش می شد بهت می گفتم،من میخوام پیشم بمونی
با یه دنیا اشک و غصه،نمی خوام بی تو بمونم
توی این غروب دلگیر شعر رفتنو بخونم
ولی اون روزا گذشته،شاید از یاد تو رفتم
کاشکی بودی ومی دیدی،من هنوز عاشقت هستم
من صداتو نشنیدم،نم اشکاتو ندیدم
توی آشیون قلبت ،من نموندم و پر کشیدم
ولی امروز یاد عشقت منو تنها نمی ذاره
لحظه های بی تو بودن تو رو یاد من میاره
حالا راه شهر عشقو،من نرفته بر می گردم
برمی گردم تا همیشه،قدر احساسو بدونم
شایدم همیشه باید ،بی تو تنها بمونم
اگه بگى دوستم دارى
تا آسمون پر مى گيرم
زندگى گذشتم رو، دوباره از سر مى گيرم
اگه بگى دوستم دارى
مى ميرم و زنده مى شم
روشن تر از روز خدا ،خورشيد تابنده مى شم
اگه بگى به غير من
كسى تو دنيا ندارى
رو گفته هاى اين و اون از ته دل پا بزارى
من هم برات فدا مى شم
گريه بى صدا مى شم
اگه بگى يار منى
همدم و غمخوار منى
من هم برات يار مى شم
يار وفادار مى شم!...
ای همه زندگیم


اگر چه دستم در دستت نیست ولی با توام.......
با نفس های تو اینجا نفس میکشم.........
ای همه ی ذرات وجودم.......
اینقدر دوستت دارم که گفتن از تو برایم سخت است.....
دوست داشتم بودی و میدیدی چقدر از دوریت پریشانم.....
و تک تک ستاره ها را برای رهایی تو قسم میدهم و می گریم.....
بخدا اینقدر گریه میکنم که دیگر چشمانم نتواند هیچ کسی
به غیر تو را ببیند
این دل ساده ی من دیگه معنی عشقو باور نداره
امشب به یاد چشمات به یاد اون دوست دارم هات
دلم میخواد بخونم شاید اروم بگیرم
باور نداره انگار رفتنتو هنوز دل
حتی یه عشق تازه مرهم براش نداره
چه لحظه ی سختی بود وقتی برای همیشه گفتی بهم خداحافظ
درست مثل یه کا بوس که باورش هنوز برام محاله
دیشب اومدی به خوابم
گفتی شدم پشیمون هنوز برات می میرم
وقتی از خواب پریدم تازه فهمیدم فقط یه خواب ناز بود
مهم این نیست که : کی باشیم ، کجا باشیم ، چرا باشیم ،چطور باشیم ! مهم اینه که : با هم باشیم ، به یاد هم باشیم ، برای هم باشیم .

خدايا از عشق امروزمان براي فرداهامان چيزي کنار بگذار..
براي آن روزي که فراموش ميکنيم عاشق بوده ايم ...
يک مشت... اندازه ي يک لبخند..يک خاطره اندازه ي يک نگاه ..
تا دوباره بشکفد تا دوباره ببارد و سيراب گرداند همه ي روح و قلب و جانمان را...
مثل شعراي قديمي بوي كهنگي گرفتم
ديگه تازگي ندارم خيلي زود از يادت رفتم عزيزم
اين روزها چند خطي ام شعر توي تنهايي نوشتم
حيف همه بيت هاش همين شد خيلي زود از يادت رفتم عزيزم
يادمه برام مي گفتي توي حرفات از صداقت
عشق نه خيلي بالاتر آره از ته رفاقت
كو كجاست اون همه حرفات خيلي زود از يادت رفتم
كو كجاست عشق تو چشمهات خيلي زود از يادت رفتم
من شكستم اين دلم رو پي اعتماد با تو
دلمو خوش كردم اما بي تو و با ياد با تو
دلم اينجا توي سينم بي تو خشكيد و نگفتم
تو دلم غصم همينه خيلي زود از يادت رفتم
گله اي ندارم از تو مي دونم سياهه بختم
گله ام فقط همينه خيلي زود از يادت رفتم